شدم عضو کمیته تدوین کنندگان استاندارد ملی ایران برای قطعه ..... ! 10.gif

(نگین اسمش رو دیگه نامردها ! یک کمیته که بیشتر نیست یک پدرامم بیشتر نداره . بگید دیگه تعریف نمیکنم چه خبره ! یعنی نمیتونم اونوقت.)

این مدیر عاملمون باز اشتباه کرد . من رو به عنوان نماینده سازندگان معرفی کرده .

حالا یک حالی به کلیه سازندگان بدم ! اونسرش ناپیدا ! 04.gif به من حقوق نمیدی ؟ 10.gif

خوب قراره که استاندارد ملی تدوین در وکنیم ! امروز اولین جلسه بود . ریاست جلسه با یک دکتر استاد دانشگاه است و قطعا من میشم نفر دوم ! میگید نه حالا میبینید . همین جلسه کلی میخم رو کوبیدم . حالا این افشین هی بگه شریفیها پخی نیستند ! آقا مملکت خرابه به ما چه ؟ کسی قدر ما رو نمیدونه ؟ کسی واسه علم ارزش قایل نیست تقصیر منه ؟ 12.gif

حالا وقتی از همه سازندگان عزیز انتقام گرفتم میفهمین شریفی یعنی چی !

بیچاره این مدیر عاملمون که فکر میکنه من اصلاح شدم و هواش رو خواهم داشت . حالا برای اینکه حقوقم حلال شه یکدونه به نفعش میگیرم ولی باقیش رو به نفع اداره استاندارد میگیرم .

آقا نمیتونید برید کنار بذارید اونهایی که میتونند مملکت و صنعت رو درست کنند ! ما از همین جا اعلام میکنیم هر کارخونه ای که نمیتونه با استاندارد من کنار بیاد خوب درش رو تخته کنه . من چرا کوتاه بیام ؟ همین کوتاهها رو اومدیم مملکتمون شده جهان سومی دیگه .

خلاصه اینکه من هم کمیته ای شدم . حالا اسممون توی تاریخ ثبت نشد لااقل توی یک جایی ثبت شد دیگه . یعنی مهم نیست ؟ چقده پول میدن ؟ افتخاری نمیشه ؟ فقط پول ارزش داره ؟

باز هم هیچی نشدیم ؟ ای بابا !

34.gif36.gif

/ 10 نظر / 5 بازدید
نيوشا

ای وای چقدر ترسيدم از اينهمه خط و نشون خداروشکر کار ما با کارخونه ها نيست و الا از اينهمه تير تيز جون سالم بدر نمی برديم. حالا بگيم مبارکه؟؟؟؟اميدوارم هر چی هست براتون خير باشه.

آقا مبارکه! به سلامتی استاندارد نويس شدی! اما ايرادکار اينجاست که استانداردهای ايران تا حالا اينقدر آبکی بوده که کسی سراغ اونها نميره! حداقا توی خودروسازها اينطوره! مگه اينکه تو يه استاندارد درست و حسابی تدوين کنی!

افشين

پست قبلی مال من بید!

يو بی

بي خی داداش - از زمان کار تو اون مرکز آزمايش کلی خاطره خنده دار دارم در باره استاندارد ولی يک خاطره خيلی قديمی که از نسل قديم تر شنيدم می گم. می گفتن بچه يک وزير و يک وکيل مجلس و يک پاسبان با هم بحث می کردن. پسر وزيزه می گه بابای من مجری قانونه - قانون رو اجرا می کنه پوست همه رو هم می کنه. پسر وکيل ميگه اينو اون قانونی که تو می گی رو بابای من مينويسه. پسر پاسبانه می خنده - ميگن چرا می خندی ؟ ميگه آخه بابای من يک ۵ تومانی می گيره می ر..نه به قانونی که بابای تو می نويسه و بابای تو دستور اجراش رو ميده! داداش پدرام خوشحالم ازاينکه می فهمن مار را بايد به کاردان سپرد ولی زياد انرژی نگذار - آخرش با يک چک ۵ ميليونی ۷۰ هزار تا دينام آشغالی ترخيص ميشه!

مرتیا

لابد اینم شیرینی نداره!

يگانه

مبارک باشه! منو که يادت نرفته؟ ايدوارم استاندارد ملی با شما به يه جايی برسه بالاخره

پونه

حالا ديگه بايد جلوی تو هم روسری رو بکشيم جلو کميته ای شدی!

نيوشا

سلام انگار رئيس استاندارد شدن کلا همه فرصت شما رو گرفته ها ديگه آپ نمی کنين؟؟؟؟؟؟

آيناز

سلام دوست گرامی من آپ کردم البته با یکی از آخرین دل نوشته هایم خوشحال میشم نظرتون رو در بدونم ممنون و خدانگهدار

merikhi

نه شریفی ها از این معرفت ها ندارن